قربانی
ره به سوی دیوار ایست
که در هم می شکند لحظه ها را
بوسه می گیرد از یادها
می رود سوی شراب و جام ها
آغوشی ایست در این پیکار
سپیده دم در این تاریکی پیداست
کودکی می زاید از آن ناپیدا
من و او می رویم سوی او در این ازدحام ها
مادر زمین را آغوش می گیریم
میوه هایی از آن می چینیم
گازی با دهان از آن می گیریم
به فردایی که از دیروز نیامده است
باغمیازه کش دار می گوییم
پدر و مادر غیر ارادی دلم مرا به برد
خواهم آمد سویت
همچون بیگانه ای در گوش آن
گویم
نامحرم نکن بویم
شاید رنگ گونه ام خجل شود
مرا سوی مستانه ای عشقی برد
با تیر عشقی نگاهی دلم را گیرد هدف
چهارشنبه 4:5
6/3/1405
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم خرداد ۱۴۰۵ ساعت 18:15 توسط امیدرمضانی
|